سيد محمد باقر برقعى
579
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
توجّه روحانيّت و مردم قرار گرفت و از اين رهگذر نيز امرار معاش كرد و از وجوهات شرعيّه كمتر استفاده مىنمود . آيتاللّه صدر از همان زمان كه در قم به تحصيل اشتغال داشت ، به سرودن شعر پرداخت . به فارسى و عربى ، هر دو شعر مىسرود و مجموعهء اشعارش به خطّ آن مرحوم توسّط فرزند برومندش آقاى محمّد باقر صدر ، دبير انجمن ادبى امير كبير انجمن ادبى اراكىهاى تهران ) جمعآورى شده است . از آن مرحوم چند كتاب نيز بهجا مانده ، از آن جمله است : « ادب الغرائب » و « كعبه و زادهاش » كه تاكنون طبع و نشر نگرديده است . نامهربان چون جلوهگر رخ تو ، به صاحبدلان شدى * از بهر ديدنت همه دامنكشان شدى از خانقاه دست كشيدند صوفيان * با صاحبان دل ز قفايت روان شدى نبود به دهر آنكه دلش مايل تو نيست * زين سروقامتان قدشان چون كمان شدى گويا تو يوسفى نبود از نشان ز تو * او شاه مصر گشت و تو شاه جهان شدى من مايل تو گشتم و تو بىخبر ز ما * اى كاش ! پيش بىخردان اين نهان شدى ترسم چو بشنوند كسان ، عيب من كنند * گرچه تمام ناكس و كس بدگمان شدى من در هواى وصل ، گذشتم ز هرچه بود * ديگر براى چيست كه نامهربان شدى ؟ هركس فداى دلبر خود كرد جان خود * « صدرا » فداى اين مهِ هفت آسمان شدى وزير و لر شنيدستم كه در ايّام پيشين * وزيرى بود خوشطينت ، خوشآيين وزيرى پارسا و متّقى بود * هماره بر خدايش متّكى بود وزيرى پاكدين و پاكدامن * ز فكر روشنش آفاق روشن وزيرى مملكت خواهى يگانه * بُدى برجستهء اهل زمانه